ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
258
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
به لباس غير متعارف گرديده ، در خانهء پادشاه جمع شدند . چون صاحبى ايلچى در آنجا موعود بودند ، پاسى از شب گذشته با همراهان و مهمانداران روانهء آنجا گرديدند . به ورود آنجا جمعى بزرگان و باشيان در سر راه آمده تعارفات رسمى به جاى آوردند ، داخل آن مكان كه شدند بعد از تعظيم و تكريم به پادشاه ، به زبان انگريزى در مقام دلجوئى و حالپرسى صاحبى ايلچى برآمده ، سخنان ملاطفتآميز بيان كرده زن و مادر و خواهرها و برادران پادشاه و ساير زنان و مردان و بزرگانى كه بودند هر يك به قسمى و طريقى در مقام نوازش و اظهار محبت برآمدند تمامى خلق به اقسام مختلف به رقص و گردش و عيش و عشرت مشغول بودند . كثرت زن و مرد به مرتبهاى بود كه باوجود وسعت و بزرگى خانهء پادشاهى و وفور مكانهاى آن كه پيش تحرير يافته راه آمدوشد مسدود بود . اين شب شاه و گدائى در ميان نمىباشد . هركس هر طريق مىخواهد خود را آراسته مىگرداند ، و هر صحبتى خواهد مىدارد . كسى را با كسى كارى نيست و هيچ عملى را موأخذه نمىباشد و همهء خلق در اين شب خودسر و مطلق العنان هستند . در آنجا سواى زنان متعلقان پادشاه ، چندين نفر از زنان بزرگان را ملاحظه نموديم كه از جواهرآلات بسيار كه زينت بر و دوش و گردن و آغوش خود كرده بودند ، هر يك بيست هزار تومان ، ده هزار تومان ، بيشتر ، كمتر ، بهنظر مىآمد . خاصه مرواريدهاى بسيار درشت كه در ميان ايشان بسيار است . بعد از اينكه مدت زمانى در آنجا ملاحظهء حال و رفتار و كردار همگى آنها شد ، و آنها رقص بسيار كردند ، و صحبتها داشتند ، پادشاه مردم را به صرف غذا امر نمود . ميزها گسترده بودند . هريك در هر جا كه بايست رفته . غذا صرف نمايند ، رفتند . چند نفر از بزرگان خاص پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده ، كه پادشاه شما را در سر ميز خود خواسته صاحبى ايلچى روانهء آنجا شدند . اوطاقى ملاحظه شد كه در ميان اوطاقى ديگر از بلور ساخته و برپا كردهاند . ديوارها و اطراف و سقف را تمام از بلور و آئينهء بزرگ برپا كرده بودند . چهلچراغها و شمعدانهاى بسيار در خارج آن روشن كرده بودند كه در ميان آن اوطاق روشنى تمام مىداد ، و به طريق روز روشن مىنمود . در ميان آن اوطاق مطلقا شمع و چراغى نبود ، اما ميزى گسترده بودند كه وصف اثاث « 1 » و اسباب و آراستگى آن ممكن تحرير و بيان نيست . اسباب طلا و نقره و بارفطن و بلور از هر چيز در آنجا چيده و گذاشته بودند . هر نوع گلهاى رنگارنگ و رياحين معطر كه بهخاطر مىرسد در گلدانها گذاشته ، از ولايات بعيده ، ميوهها از مقولهء نارنج ، از آمريكا ، آناناس « 2 » ، از هند و گلابى از پاريس آورده بودند كه يك دانهء آنها در هر دو دست جا نمىشد . هر نوع ميوههاى ديگر كه به خاطر مىرسيد ، در كمال صفا و تازگى در آنجا موجود بود ، و اقسام مأكولات و مربيات و شيرينىآلات نيز آورده ، در آنجا گذاشته بودند . اين مكان و اين ميز مختص پادشاه و متعلقان او بود . صاحبى ايلچى در آنجا رفتند و در سر ميز نشستند . زن و مادر و خواهران و دامادهاى پادشاه در آنجا حضور داشتند و چند نفرى از زنان بزرگان نيز در
--> ( 1 ) - متن : اساس ( 2 ) - متن : عن الناس